تبليغاتX
زندگی,عشق,لبخند -

زندگی,عشق,لبخند

آینه داشت دروغ می گفت

و هیچ کس اهمیت نمی داد ،

همه به قیافه ای که سال ها در آینه دیده ، عادت کرده بودند

عادت کرده بودند

در حالیکه سالها بود چهره های خود را ندیده بودند ،

ندیده بودند که چقدر زشت شده اند ،

ندیده بودند که چه بر سر خود آورده اند.

 

آینه داشت دروغ می گفت

آینه دروغ می گفت و لذت می برد

آینه داشت لذت می برد چون زندگی اش این بود .

آینه همان شکلی بود که در خود نشان می داد

پس تصمیم گرفته بود که همه چیز را زیبا نشان دهد تا خودش نیز زیبا شود .

 

آینه این بود .

آینه گناهی نداشت.

همه می دانستند که آینه دروغ می گوید.

 

تینا

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 1:23  توسط زهرا بلادر  |